بنام خداوند بخشندة مهربان :
اجتناب از طاغوت و روی آوردن به سوي خدا

د . على ايزادى   في الأربعاء 01 يوليو 2015


بنام خداوند بخشندة مهربان

18 ماه مي 2008

 

اجتناب از طاغوت و  روی آوردن  به سوي خدا

 

خداوند مي فرمايد: ”و كساني كه از طاغوت ( هر قدرت شيطاني كه پتانسيل پرستيده شدن داشته باشد) پرهيز مي كنند كه مبادا به پرستشش در افتند و بسوي خدا روي مي آورند برايشان بشارت است . پس بندگان مرا بشارت ده . آن كساني كه به قرآن گوش مي دهند و از بهترين آن پيروي مي كنند. ايشانند كساني كه خدا هدايتشان كرده و اينان خردمندانند “ الزمر (39): 17 و 18

در اينجا وقتي دستور اجتناب از هر طاغوتي داده شده كه مبادا به پرستشش در افتند، در واقع راه را براي گوش  دادن به سخناني كه ممكن است شخص را به راههاي غير الهي بكشاند، مي بندد و روي آوردن به خدا را بشير معرفي مي نمايد و تنها گوش دادن به قرآن و از بهترين دستوراتش پيروي كردن را سفارش مي كند.

 بعد از آشنائي با قرآن و شروع به مطالعة آن براي ساليان دراز باورم نسبت به اين دو آيه همان بود كه در بيشتر ترجمه هاي فارسي قرآن مي ديدم. يعني نوشته بودند :

” و كساني كه از پرستش بتان پرهيز كرده اند و به  خدا روي آورده اند بشارت است. پس بندگان مرا بشارت ده: آن كساني كه به سخن ( القول ) گوش مي دهند و  از بهترين آن پيروي مي كنند. ايشانند كساني كه خدا هدايتشان كرده و اينان خردمندانند“

در اينجا از كلمة ” القول“ ( سخن ) بطور عام مستفاد شده و معنائي كه از اين دو آيه برداشت شده و در بيشتر سخنرانيها و نوشته هاي روشنفكران مذهبي بكار مي رفته و هنوز هم رواج دارد، به فكرخودشان تلفيق آزادي كامل بيان و تشويق مسلمانان به گوش دادن به هر سخني و هر اظهار نظري بوده كه در ظاهر ايجاد آزادي كامل براي گفتن و گوش دادن به هر سخني است ولي نتيجة قهريش مخصوصاً در انتخاب راه زندگي هرج و مرج فكري است در جامعه. و در طول تاريخ  پيروي از سخناني بوده است  كه حاصلش استقرار حكومتهاي استبدادي، فاشيسم، نازيسم، كمونيسم و كاپيتاليسم كه در سطح وسيعي از جوامع مستقر شد  و نتيجه اش مصيبت بار و فاجعه آفرين .

در حالي كه اگر قرار مي بود خداوند هدايت شدگانش كه آنها را خردمندان مي نامد بطور كلي تشويق به گوش دادن سخنان ديگران نمايد  و پيروي از بهترينشان را توصيه كند بجاي كلمة ” قول“  لغت ” اقوال“ را بكار مي برد كه بيش از يك سخن باشد تا امكان انتخاب بهترين در بين آنها ميسر گردد. 

به نظر مي رسد معناي صحيح ” القول“ در اين آيه همان قرآن باشد. چون در آياتي ديگر همين كلمه ” قول“ به كار رفته كه منظور همان ” قرآن“  بوده است. از جمله:

 

” سوگند به ستارگان بازگردنده. سيركنندة غايب شوند، و سوگند به شب چون تاريك شود. و سوگند به صبح چون بدمد. كه اين سخن (قول) رسولي بزرگوار است نيرومند در نزد خداوند عرش، صاحب مكانت“ التكوير(81):  15 الي 20

 

” قسم به آسمان باز گردنده. قسم به زمين رويان شكاف خورده. كه اين سخني ( قولي ) است كه حق را از باطل جدا مي كند. شوخي و هزل نيست “الطارق (86): 11 الي 14 

 

در اينجا اين سؤال مي تواند مطرح شود كه در مورد  دستورات قرآن انتخاب بهترينش چه مفهومي دارد. چون انتظار اين است كه تمام قرآن بهترين باشد نه در بين دستورات مسطور درآن تفاوتي بصورت : به، بهتر و بهترين.

 

براي روشن شدن اين موضوع ميتوان از قصاصي كه براي قاتل معين شده نام برد.  همان گونه كه مي دانيم صاحب خون مي تواند قاتل را بكشد يا خون بها بگيرد و يا ببخشد كه به نظر مي رسد : بخشيدن از نظر الهي بهترين باشد.

اجمالي القراءات 5388
أضف تعليق
لا بد من تسجيل الدخول اولا قبل التعليق

اخبار متعلقة